تبليغاتX
MusicaL WisH
welcome to my blog.
ضدحال اول مربوط به زنگ اول بود که ناظم عزیز در نهایت بی احترامی به شخصیت بچه ها اومد طول جوراب هارو چک کرد!

حالا ما کف بر شده بودیم که این بنی بشر با طول جوراب های ما چه کار داره..بگذریم!فکر میکنم اسم بنده هنوز نیومده تو تموم دفاتر انضباطی مدرسه جاخوش کرده!

ایشالا موقع کارنامه دادن دیگه حسابمون میره با کرام الکاتبین و نمره درخشان انضباط!

و اما زنگ دوم!

ادبیات..!یکی از نفرت انگیز ترین درس هایی که بشر به خودش دیده..متاسفانه کسی هم نمیتونه بگه آخه معلم من مدیر من عزیز من..بابا دولت من!اگه من نخوام اینجور مزخرفات رو بخونم باید سرمو بزنم تو کدوم دیوار؟

امتحان گرفت به هرحال!نسبت به اینکه تو این درس بنده کودن هم محسوب نمی شم بدک نبود!

زنگ سوم:فیزیک!دو ساعت روی حل دوتا مسئله کاملا صرف شد!

و اماااااااااااا...مخلصیم رفقا!زنگ آخرم امتحان عربی تستی!

مریم که مغز عربیه بغل دستم نشسته و مام خوشحال که عجب جواهری نصیبمون شده اما زهی خیال باطل..

از اول تا آخر امتحان تو بهر اون برگش بود و من که داشتم روی برگه تلف می شدم رو ندید!

مهسام که ظاهرا به امید من اومده بود سرجلسه داشت یه بند با ایما و اشاره می گفت سوال سه..

آخه انسان عاقل اگه من خودم چیزی حالیم بود این همه با اون نجمه پلنگ نمی افتادم تو کل که جای بغل دست مریمو بگیرم که..

ولی قربونش برم مهسا به دل نگرفت و جواب سوال ۴رو از حوضه دید خودش ارسال کرداومد اینور!عجب بچه گلیه این مهسا ها!

-برگه ها بالا!

اوکی چرا میزنی حالا..

جواب سوال هارو یکی یکی میگه و چراش رو هم توضیح میده..و من بعد از ۱۰دقیقه که عجیب طولانی گذشت می فهمم که همه رو غلط نوشتم..

دودیقه بعد متوجه می شم که تنها سوالی که بهش جواب درست دادم همونی بود که مهسا تقلب داد و منم عوضش کردم..

امتحان عربی:۰؟!

حالا یکی بیاد حق نیازو جمش کنه..

نمره قشنگ رو همین امروز نداد پس ما مجالی یافتیم تا با بربچس خوشحال بخوانیم:

شبانگاهان

سوسک اومد خونمون

رفت تو وان حموم

من نترسیدم

شبانگاهان

سوسک اومد خونمون

رفت تو کفش عموم

من نترسیدم!

الا ای سوسک بال و پر زدنت دست و پا زدنت زیر دمپایی..

عجب سوسک با وفایی بود!

عجب سوسک باوفایی بود...

:دی

+ تاريخ 2009/11/19ساعت 18:30 نويسنده نیلوفر |
 

و به نام همان خدايي که همان زني را آفريد که همين نام مارا آنقدر بد خط،توي شناسنامه مان نوشت!:دي

و امروز(شايدم چن روز ديگه،وقتي مي تايپم بيست و سوم مهره)تولد..

اسمم نسيمه و آبجي کاملا بزرگتر صاحاب وبلاگ محسوب ميشم!(البت اسما!من با اين خانوم کوچکترين نسبتي ندارم!)


26مهر 72،ساعت 8 شب..خيلي تاريک بود ميدوني..و اون روز نحس رو به خاطر ميارم و آآآآآآآآآآآآآآآآآآه ميکشم!:دي

بگذريم..ابجي ما در چن روز آينده از نو متولد خواهد شد و قدم به دوره جديدي از زندگي خواهد گذاشت.به اميد روزي که بهيار شدن(ببخشيد،خانوم دکي شدن)شو جشن بگيريم!ما مهندسان مرز و بوم اين ميهن اسلامي و شهيد پرور،بر خلاف جهت فکري بعضيا،اصلا دکي تور هاي جماعت رو خرفت و احمق نمي پنداريم،بلکه پيش خود گوييم:جوونه بذا جووني کنه!


داريم از خط اصلي آپ که فقط و فقط تبريک تولد بوده،دور ميشيم پس چن لحظه تنفس تا:

.

 

.

.

.

دارادادارادادادادارادادرادادادااااااااااااااااااارررررررررررررادادادادا...

رقص دست سوووووووووووووووت جيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ..بابا تو ديگه کي هستي..دست دکي هارو بستي..ميون صد تا دکتر..بگو کدوم يکي هستــــــــــــــــــــــــــــــــــي..بگو کدوم يکي هستي..ديريديدي ديننننننننننننننننننگ...


حالا حالا حالا حالا همه شيشکي به بالا،به آبجي خوشگل(!)همه بگيد ماشالاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا اي سووووووووووووووووووووووووت...اي تو روحت بلاگفا که نصف عمر مفيدتو هنگي


خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir     اين نيلوئه..ولي اشتب نکنين ..از زمين سبز نشده رگ غيرتو ميبيني..اي هــــــــــــواس..مگه خواهر مادر نداري خودت اوووووووووووووووووووووي.. خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

من=

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir    خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir


اينم نيلو بود.


و اين هم از جماعت بلاگفايي و نيلو

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir تولدت..اوخ!مبارک!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irاین جماعت گاو و گوسفند حالیشون نمیشه مراقب خودت باش !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
happy birthday to u

اولا،که تولد دو سالگيت مبارک...

ثانيا،آي جماعت بگيرين اين زنجيريو..داشتم تايپ ميکردم اينو پاي کام خداتا تو سري و نيشگون و بيشگون و ايشگون و گااااااااااااااااااز دريافت کرديم از جانب اون جانب..!اي تو روحـــــــــــــــــــــــــــــــت..خدمات وبلاگ نويسان جوان ض۲ش
بيا..من به اين گلي و اينم آپ..کتکم ميزنه تازه..اصن حيف انگشتاي من..

"من نه مرد عشقم نه هلاک رفاقت فقط يه رفيق ميخواستم پيشم باشه تا قيامت"

اين هديه من به تو بود.ميدوني..بعد از انقريب 16 سال..تازه فهميدم چيزي که بدرد تو ميخوره لباس و گل و عروسک نيست،يه کم شعوره که با اين جمله و امثالش،ممکنه به درک حقيقي اون نزديک تربشي.(بازم نرسيدي بش؟!داره حلق آويزم ميکنه اوووووووووووووووووي)

مکالمات شيطاني:

نيلو:آخه اين آپ تولده نکبت؟!

نسيم بانو:من..من..چــــــــــــــــــــــــــــيز..معذرت ميخوام!

نيلو:نه نميشه..ادبت ميکنم الان!وصيتاتو بکن زووووووووووووووود!

نسيم بانو:مواظب کتابام باش!

نيلو:اوووووووووووووووووولوووووووووووووووووووکي!

چن مين بعد:

نيلو:خدايي مرد؟!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

نسيم بانو اون دنيا:تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

(به اين ميگن:مهر تابان!)جوونمرگ شد و اينـــــــــــــــــــــــــــــا..

happy birthday to u
جملاتي قصار(!) در جوار جديت:

با تمام وجود بي وجود خودت و خودم،تولدتو تبريک ميگم و اميدوارم تا وقتي زنده اي،عمر کني.يه روز برگردي بهم بگي اون آپ تولدت بود..(منم ميگم..هااااااااااااااااااااا!)منو ساخت!باعث شد بشم اونيکه الان هستم!يک بهيار موفق!

اووووووووووووي..جم کن خودتو.ذوق مرگ شد بچم!

 


 

+ تاريخ 2009/10/15ساعت 6:26 نويسنده نیلوفر |
هدفون تا ته توي گوش

ولم صدا پايين

ولم سكوت بالا

اين يعني يه زندگي ايده آل

كه من ندارم !

 

پ.ن:تو دفتر دوستم دیدم مال خودش بود یا نبود نمیدونم!

+ تاريخ 2009/10/2ساعت 20:4 نويسنده نیلوفر
 

من چند روز نیسم..میخوام برم اصفهان کلی خوشالم و اینا!!خلاصه تا یه هفته نیسم هوای این وبرو داشته باشین.!

یه چیز دیگه...من ا این روزنامه خارجیا ا کجا میتونم گیر بیارم؟؟


بنام خدا . سر خط

سلام..

چند وقت پیش وقتی یکی بهم میگفت خسته شدم معنی حرفشو درک نمیکردم ولی الان که خودم کم اوردم میدونم خسته شدن چه حال و هوایی داره.. به چهره ی رنگ پریدم نگاه نکن پشت این رنگ پریدگی هزارتا لبخند خشکیده و چند تا گریه ی تر و تازه دارم..

میدونم خیلی برات سخته که درک کنی..! وقتی هنوز گرد و خاک بچگی رو شونه هاته و هزارتا غم و مشکل بزرگ داری.. وقتی خودتو تو آینه می بینی و همه مشکلاتت مث یه فیلم از جلو چشمات رد میشن، وقتی برمیگردی به عقب و تا ببینی چی میخواستی و چی شد؟!فقط یه نوار خط خطی و چندتا آرزوی کوچیک داری، وقتی زندگی بزرگت تنها یه دروغ کوچیکه.....!

وقتی توی جمعی زندگی میکنی که هر کس به فکر خودشه و تو مجبوری به فکر همه باشی.. وقتی توی چارفصل همیشه توی پاییزی و همیشه آسمونت داره میباره و نور خورشید چشاتو اذیت میکنه چون خیلی وقته که جشات ابریه، وقتی تازه معنی زندگیو می فهمی که همه عمرتو تعطیلی تشویقی رد کردن.. وقتی با این همه مشکل حتی دوس نداری بمیری،

وقتی شیرین ترین لحظات زندگیتو توی اتاقت به تنهایی سر میکنی. وقتی هیچکس به اندازه ی تنهاییات نیس !! وقتی به لبایی که دارن بت دلداری میدن زل میزنی و چند فحش زیر لبی نثارش میکنی.. وقتی خودتو میزنی به بی خیالی و همه فک میکنن دیوونه هستی! وقتی آهنگ گوش میدی تا آروم شی ولی با همون نت اول اشکت سرازیر میشه..

وقتی عاشق صدایی هستی که تا حالا نشنیدی و دل به چشایی بستی که تا حالا ندیدی.

وقتی میبینی بعد از ۹سال چشم دوختن به کتابات هنوز معنی انسانیتو نمیدونی.. وقتی تو نوشته هات بعد از "به نام خدا" همیشه یه نقطه چین میذاری و این تو رو یاد زندگیت میندازه که فقط یه خط ممتده . . .

دلت میشکنه وقتی می فهمی هیچ انسانی نیست که خطا نکنه

وقتی تلفونو بر میداری که به خدا زنگ بزنی اما بازم روی پیغام گیره که اونم بهت میگه صبر کن

پ.ن۱:دیشب خیلی حال داد..به قول ناناز خیلی غرورمو واسه خدام شکوندم و دعا کردم...!

پ.ن۲:با این دعای مکارم اخلاقم کلی حال کردم...احساس نیاز کردم! ایندفه!!

پ.ن۳: داریم بد بخت میشیم حالیتونه؟؟!!

 

+ تاريخ 2009/9/13ساعت 11:58 نويسنده نیلوفر |
سلاااااااااااااااااااااام...

اول از همه میخوام تو این بازی که ناناز دعوتم کرده بود شرکت کنم...دیره میدونم خیلی از اون آپه گذشته ولی تا حالا آپ این ریختی نداشتم گفتم یه تنوعی ایجاد شه!

فکر کنيد همين الآن خداي نکرده بفهميد بيمار هستيد و تنها ۳ماه از عمر شما باقي مانده است و ميتوانيد۳ ماه زندگي کنيد در اين مدت کوتاه ۳کار مهمي که حتما انجام ميدهيد چيست؟

هی....!صب کن!!!اول باید خودمو تو اون لباس سفید ببینم!!! خ ببینین از اونجایی که از این حرف چندتا برداشت میشه کرد:

۱-مگه من خرم بخوام زود شوهر کنم و اینا... مجردیو ترجیح میدم!

اومممممم.. پس لباس سفید منظور چیه؟    آها!!! آفرین ... نیس ما قراره خانوم دکی شیم و اینا...

بعدشم میخوام عقده ی یه بوس از . . . تو دلم نمونه..! یا اینکه اونایی که دوسشون دارمو( دقت داشتی؟!؟ من اصولا معشوقه زیاد دارم آخه!!!)

واقعا آدما موقع مرگ انقد دل و جرئت پیدا میکنن؟!؟

بعدشم معتاد میشم و.... یا خودمو میندازم جلو ماشین.. میخوام یه طوری مرگم حساب شده باشه.. کلا دوس دارم action بمیرم

اگه قرار باشه يه فيلم از سر گذشت زندگي شما در همين سن که هستيد درست کنند...

¤اول از همه روز و ماه و سال تولد؟

۲۶/۷/۷۲

¤چهار اتفاق مهم زندگيت که بايد بهشون اشاره بشه کدام است؟

۲۶/۷/۷۲

غیر بهداشتی

¤چهار اتفاق مهم که نبايد بهشون اشاره بشه؟

اووووووووووووووووو! تا دلتون بخواد هس! یه آدم س.گ شانسیم من!!!!!!!

¤خلاصه اي از اخلاقتون به اضافه شخصيت و چيز هاي ديگر؟

اخلاقم: بی جنبه یه کم....بعضی وقتا حوصله ی آدمو سر میبرم.... هیچوقت از دوستام هیچ انتظاری ندارم واسه همین کم پیش میاد فک کنم کسی از منم انتظار داره... همه جوش نیستم...زود عصبی میشم....باحال عصبی میشم کلا بچه ها با عصبی کردنم عشق میکنن... از اونایی که فک میکنم شاید یه نمه دوسشون داشته باشم زود زده میشم(ینی اگه بفهمم طرف تیکه ی من نیس)....دو رو...صادق البته جاهایی که میدونم به نفعمه!!!با معرفت...تمومش کنم دیگه اونوقت میگن زیادی خود بینه!

گیتا...وجود یه همچین آدمیو میشه در جمع پزشکان قبول کرد ینی؟؟؟

¤با در نظر گرفتن چهره واقعيتون کدوم يکي از هنر پيشه ها رو براي بازي نقش خودتون انتخاب ميکنين؟

بازیگرو نمیدونم..پیش نیومده کسی بم بگه

پ.ن۱:نه...با این آپه حال نکردم

راسی... با عرض معذرت بابت تاخیرم...

میدونم!! از تاریخ انقضای وبم گذشته بود .. داشتم تجزیه میشدم .. و هر چی پروندین

حوصله ی دلیل اوردن ندارم .. دلیل خواسیم نداشت .. نتم داغون بود

امسالم که باید بکوب بخونیم..       خیلی کم میام نت

دهن منم که با امسال مخصوصا زیستش صافه!!

مدرسه هام که دیگه....  من نمیدونم این جماعت کله خر چی فک میکنن؟؟ میزنگم بشون با یه عشقی مدرسه مدرسشونه!   چه اصراری واسه زودتر بد بخت شدنشون دارم نمیدونم

راسی اینم بگم...واس تولد ناناز نبودم!

دوباره تولدتو تبریک میگم

 

 

 

+ تاريخ 2009/9/9ساعت 16:14 نويسنده نیلوفر |
شب...

تاریکی از در و دیوار اتاق بالا میرود..         و تنهایی..

گلیم کهنه ی اتاق شده است...

سرما..

حس سرد خانه ای را به اتاق هدیه داده..

شعله های بخاری از پنجره سرک میکشند ...

نبض پتو اعضای منجمد دخترکی را حس میکند..         تا خیسی...!!!

نیمه ی خالی او را تهی میکند..             میشنوی؟!

صدایی می آید..   قدم های سنگینی که در سالن برداشته میشود..

اما صدای زمین خوردنشان را فقط عروسک ها میشنوند!!

پشت در ..

حجم عمیقی از روزها چیده است٫

روی در٫!٫

کلمه ها جیغ میزنند و با صدای قرمزی میگویند:

                ورود ممنوع!!

ناله ی لوله های در بلند میشود ..

روزنه ی نوری چشمان دخترک را خط خطی میکند..  قدم های راه نور را ادامه میدهند

آدمکی مریعی شکل در پهنای اتاق جاری میشود ..

دخترک از حضور نور غرق شوری آب چشمانش میگردد..      ولی..

صدایش در پس همان تاریکی ها گم شده            سکوت!

لحظه ها را در خود حبس میکند..

چشمان غریبه در تاریک روشن اتاق دنبال نگاهی میگردند..نگاهی مملو از التماس برای فراموش شدن!

کنج اتاق..

جایی که نور اجازه ی خود نمایی ندارد..

دخترکی زانوهایی را بغل گرفته که سال ها زمین خورده اند

امواجی آشنا در حال مد هستند و به دنبال جزر..

فریاد خاطرات حرمت بی صدایی دخترک را میشکنند..

صدایی از قعر روز های دور

خاطراتی مرده را تداعی میکند

خاطراتی که حضور قیامت در خود را به رخ میکشند ...

منبع: همون قبلیه

پ.ن۱: ژانرش چی بود؟!؟

پ.ن۲: دیگه حوصله ی درد و غم و آه و رنج و این مزخرفاتو ندارم.. اتفاقا تازگیا شاد میزنم اساسی!

پ.ن۳:اینو نیلو** بهم اس داد:"اینجا پشه پهلوونه.. هرکی نارو بزنه این روزا مرد میدونه.. دنیای وارونه رو باش رودخونه ها تشنشونه..!

قشنگه..

پ.ن۴:تصور کن وقتی هنوز level اول زندگیتو پاس نکردی و داری level آخرای زندگیتو میگذرونی چه حسی بت دست میده! "دوستم"

چقدر فعالم من نه؟!!

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

 

                                         

+ تاريخ 2009/8/7ساعت 20:13 نويسنده نیلوفر |
بچه ها..نمیدونم اینو جای دیگه خونده باشین.! خلاصه اینکه مال خودم نیس! ولی خب نمیدونم ا کجا.. خوشم اومد نوشتمش!

 

سردته؟       آره..خیلی!!  صدای قدم هاشونو از این چارراه به اون چارراه میشنوم..

توی پارک..توی خیابون  سر آستیناش ریش شده..  دستاش یخ زده..

اما نمیتونه بکنه تو جیبش..  جیب داره؟!  نه..دستکش هم نداره..

دنبال ماشینا از این طرف خیابون به اون طرف..

کافیه یکی دستشو بیرون بکنه و بگه:

"یه شاخش چند؟!؟"

انگار دنیارو بهش دادی ..  شاخه ای ۱۰۰؟۲۰۰؟۳۰۰؟...؟۱۰۰۰؟۱۵۰۰؟..

هر چقدر صفر جلوی این عددا بذارم بازم کمه..

اون بچه با همه ی بچه بودنش خیلی بزرگه..خیلی!!

میدونی چرا؟توی التماساش برای خرید یه شاخه فقط یه شاخه گل رز بهت میگه که چقدر حقیری.. آره.. یه موجود پوچ و بی ارزش..

تمام اینارو میبینی.. شایدم حس میکنی..                          اما..

اما پشت ماشین آخرین مدلت نشستی و با اون لحن سردت میپرسی:

" یه شاخش چند؟؟ "

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

+ تاريخ 2009/7/31ساعت 14:28 نويسنده نیلوفر |
- هي !
- هان؟
- يه چيزي رو ميدوني؟
- هومم؟
- خيلي خوبه که ما با هم دوستيم. هوم؟
- اوهوم اوهوم اوهوم اوهوم !


- يه چيزي بگم؟
- بگو بگو
- خيلي باحاله که بقيه به دوستي ما حسوديشون مي شه
- اوهووووووووم!


- چیزه
- دیگه چیه؟
-آداااامس! آدامس میخوری؟

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service


 

+ تاريخ 2009/7/28ساعت 0:10 نويسنده نیلوفر


- خب ببینین ، متفاوت بودن شرط لازم برای مطرح بودن هست ، ولی کافی نیست.

- چیزه ... می شه من برم دستشویی؟

 

خب ببینین ، انسان ها نسبت به مرگ دو دیدگاه دارند.دیدگاه اول و دیدگاه دوم.

- وای خدا.ببینم ، می شه من برم کلا؟

پ.ن۱:از دستش ناراحتم!همین

ببخشید... بد جوری داشت اذیتم میکرد...!!اووممم...

تبریک میگم!

احتمالا تا یکی دو روز آینده توی کتاب رکوردهای گینس به عنوان وقیح ترین آدم دنیا اسمتو ثبت میکنن!

چه افتخاری بشه واسه من ن ن ن!!! :))

 

خارج از موضوع:

آدما یا خیلی گنده ـن، یا خیلی کوچک ـن، یا متوسط. اما نکته ی مهم اینجاست:
همیشه گنده ترا چیزایی رو میگن که کوچک ترا باید انجامش بدن.
اول و آخر هم انجامش میدن؛ حالا با رضایت یا بی رضایت.
کاری که کوچک ترا کلاً باید بیخیال ـش بشن اینه که «شاخ نشن»!
چون این کار، هیچ نتیجه ای نداره، جز کوچک تر شدن ـشون.!!!

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 


راسی بچه ها... عنوان وبمو به "MusicaL WisH" تغییر بدین

+ تاريخ 2009/7/19ساعت 23:11 نويسنده نیلوفر |
بازی بود ...!
اولين حس يا توصیفي كه میاد توی ذهنت..
دبیرستان بودم، اول دبیرستان ...

تغییراتش جالب بود برام ... اینم یه آپ جدید ؛)
كلمه اول دبیرستان 9 ماه پیش الان
عشق: بعدی __! چیزی که برای هیچ کس آرزو نخواهم کرد! تعریف نشده!
من: بهترین یک موجود منفور باید شناختش!
اون: کی؟! _____! مجهول!
زندگی: تعجب انگیز! یه پوچی تعفن آور پر از علامت سوال و تعجب!!!؟؟
مادر/پدر: مامان/بابا والدین کسی که تمام سعیشو می کنه که درکت کنه/پدر
دوست: ندارم خوبش خوبه!
دشمن: تو! خودم برای بزرگ شدن وجودش خوبه
شریعتی: اووف ... کویر! دوسش دارم بزرگ
هدایت: بوف دوست داشتنی من! نوشته هاش آرومم می کنه
مرگ: می ترسم چیزی که انتظارشو می کشم، یه آرزو نمی دونم
ریسک: خودم هه! زندگی من!
سنگ: دوست داشتنی چیزی که بهش عشق می ورزم سنگ!
نفرت: بعضی وقت ها بوده! حس من به نفس کشیدن نفرت انگیز
خدا:  خیلی بزرگ، خیلی دوست داشتنی نیستش بزرگ و مهربون
خوبی: وقتی تو رو می بینم... نه! یه جوک خنده دار توپ توپم
کینه: ندارم چیزی که هیچ وقت نتونستم داشته باشم هر 4تا فیلمشو دیدم
+ تاريخ 2009/7/14ساعت 14:6 نويسنده نیلوفر